۱۰ اردیبهشت سالروز شکست و خروج نیروهای بیگانه پرتغالی از خلیج پارس ، روزی است برای پاسداشت این آبراه تاریخی و راهبردی در ایران. چند روز پیش هم چندی از ملیون ایران برای بزرگداشت این روز و اعتراض به مواضع خصمانه دولت امارات متحده عربی در ادعا نسبت به جزیره های سه گانه و دیدگاهای ایران ستیزانه در برابر سفارت آن کشور دست به اعتراض زدند . این اعتراض به همراه حوادث پیش و پس از آن از چند نگاه قابل بررسی است.
۱- جامعه ایرانی در چند سال اخیر روند عرفی شدن را به سرعت طی می کند و یکی از نتایج آن ظهور دوباره ملی گرایی به مثابه جایگزینی برای دیدگاههای فرا ملی گرایانه است.
این امر اگر چه در فرآیند دموکراسی و دولت مدرن و ملت - دولت نقشی مثبت بازی می کند . اما در باید به شدت از ظهور افکار و اندیشه های ملی گرایانه افراطی (شوونیسم) جلوگیری کرد. باید ملی گرایی ایرانی را در چارچوب منافع ملی و توسعه کشور تعریف کرد و از هر گونه تعاریف نژادی ، مذهبی ، قومی و زبانی - با اذعان به نقش بی بدیل زبان پارسی به عنوان زبان ملی ، رسمی ، میانجی و مشترک- جلوگیری کرد.
۲- در تجمع ده ام اردیبهشت در تهران شعارهای داده و به نمایش گذاشته شد که نه درست بود و نه شایسته !
ادعای واهی امارات و برخی از کشورهای عربی نباید ما را گرداب عرب ستیزی بیفکند. در واقع اگر چه برخی از دولت های عربی با سوء استفاده از ضعف توسعه انسانی در اغلب کشورهای عربی مردم این کشور ها در وادی نژادپرستی و ایران ستیزی سوق داده اند اما این دلیل مناسبی برای دادن شعارهای ضد عربی و تحقیر اعراب نیست . همچنین دخالت مسائل دیگر در ادعای واهی امارات اشتباه بزرگی است. به عنوان مثال وارد کردن بحث تاریخی در مورد بحرین و... نه تنها کمکی به ایران نمی کند بلکه دیگر کشورهای عربی را به واکنش های افراطی و غیر قابل کنترل می کشاند.
۳- در این تجمع بار دیگر شعارهای مانند <تمام فلات ایران زیر یک پرچم> و دیگر شعارهای الحاق گرایانه و عظمت طلبانه داده شد که نکته منفی بزرگی محسوب می شود. در واقع آنچه ما از دیگر کشور ها می خواهیم احترام به یکپارچگی سرزمینی و استقلال ایران است پس چگونه حاکمیت ملی و یکپاچگی سرزمینی بیش لز ده کشور را زیر سوال می بریم ؟!
باید دانست که ایران سیاسی با ایران تمدنی تفاوت دارد. نه تنها تمام فلات ایران بلکه بخشهای زیادی از خاور میانه ، آسیای میانه ، قفقاز و حتی بخشهایی شمال آفریقا و شبه قاره هند نیز جزئی از حوزه ی تمدنی ایران هستند و نه حاکمیت ایران که زیر یک پرچم قرار گیرند. باید با احترام به تمامیت تمامی کشورهای حوزه ی تمدنی خود نقش بازی کند نه آنکه با ترساندن این کشورها آنها را به دامن ایران ستیزی سوق دهد . ایران به ساگی می تواند از روشهای منسب سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی نفوذ خود را در حوزه ی تمدنی خود تثبیت کند و نیازی به ادعاهای تاریخی و الحاق گرایانه نیست.
۴- آنچه برایم بسیار جالب بود حضور <اتحادیه انجمن های اسلامی مستقل دانشگاه های کشور> بود.در واقع <مستقل> بودن آنان را حتی از ظاهر آنان نیز می شد درک کرد. این که روح ملی گرایی در کالبد کسانی که تا دیروز ملی گرایی را عین شرک و کفر می دانستند پیروزی بزرگی محسوب می شود اگر چه بدانیم که حضور آنان نه از سر ایران دوستی بلکه برای مصادره کردن تجمع بوده است.
۵- عالمان می گویند در زمانه ی سخت باید دوستان و دشمنان را شناخت. یکی از دوستان مطالبی را از نوشته های دانشجویان سابق و فعلی برابری طلب و آزادی خواه - اگرچه نه برابری طلبی آنان از خاطره رفته است و نه شیوه های بدیع آزادی خواهانه آنان!- برایم فرستاد که در لحظه اول کمی عصبانی شدم اما سپس خدا را شکر کردم که آنان ماهیت اصلی خود را شفاف تر بیان می کنند تا هم ما و دیگران میزان علاقه آنان را به کشوری که در آن زندگی می کنند و به زبان آن می نویسند و فکر می کنند و... را درک کنیم.<+>
- تصاویر تارنمای پوتین از مراسم روز ملی خلیج پارس + / تصاویر خبرگزاری علیه فارس +
- قطعنامه جوانان جبهه ملی در این رابطه + /
س.ا.کوهزاد