«بنده به بیشتر روشنفكران نیمه متجدد و مسلمان توجه زیادی ندارم و اصالتی در فكر آنان نمی بینم. آنان بیشتر تسلیم تفكر دین زدایی غرب جدید هستند و دانشی عمیق نسبت به خود فرهنگ غربی هم ندارند و از تفكر آنان كه كوشیده اند به چالش های تجدد از دیدگاه دینی پاسخ گویند بی خبرند. بنده بیشتر این نوع متفكران را یك نوع متفكر غربی درجه دوم می دانم كه مانند اسلاف متجدد خود از محمد عبده گرفته به بعد تاثیری در آینده اسلام نخواهند داشت.» - دکتر سید حسین نصر در مصاحبه با روزنامه شرق ،مرداد ۱۳۸۵
« برخلاف پندار و كوشش سنتگرايان كه رجعتي خام و ناممكن به گذشته را خواستارند، و البته آن را در جامهاي از الفاظ پرطمطراق ميپوشانند، و سر حلقه آنان كه روزگاري از دفتر فرح پهلوي با تلسكوپ اشراق به دنبال امر قدسي درآسمان سلطنت ميگشت، اينك پر مدّعا تر از هميشه به مدد مدّاحان و شاگردان ديرين خود به ميدان آوازهجويي پانهاده است. آري برخلاف پندار اين سنتگرايان و ساكنان حجره هاي تحجر، اگر اسلام سنتي توازن ميان معرفت و هويت را ساماني خردپسند ندهد، گرفتار سنتپرستان و هويتگرايان بيمعرفت و بيحقيقتي خواهد شد كه با بنيادگرايي كور، دمار از روزگار حقيقت برخواهند آورد.» - بخشی از مقاله دکتر عبدالکریم سروش در همایش دین ومدنیته ،۲۵ مرداد ۱۳۸۶ «+»
مرداد دو سال پیش وقتی این جواب دکتر سروش را در خطاب به دکتر نصر و سنت گرایان خواندم به واقع دلم گرفت . این گونه پاسخ را برای مردی از اهل اندیشه که قریب سی سال است به دور از وطن زندگی می کند شایسته نمی دانستم .اگر چه دکتر سروش در پاسخ معترضان این نوشتار ،« آن را نوشتاری سیاسی برای کسانی خواند که ظهور مجددشان سیاسی است» (نقل به مضمون) اما باز هم اینگونه استفاده کردن از رفتارهای سیاسی افراد را در مبحث فکری قبول نداشتم و این عمل را مذموم می دیدم.
اما حوادث اخیر پیرامون «کلام محمد» کمی مرا به فکر وا داشت.
وقتی استاد بهاءالدین خرمشاهی که خود را مسایل دین پژوهی و قرآن پژوهی «عمیقا سنت گرا» می داند و تجددگرایان را « روشنفكران خارق اجماع و خارج از سنت» و سقف آرزوی خود نوشتن چند مقاله از جنس «قرآن ستیزان» برای پاسخ به روشن فکران دینی می داند «+» دیگر از باقی سنت گرایان که در پاسخ به یک بحث کلامی و دین پژوهی دلایل روانی و تاثیر از بودیسم و الاهیات مسیحی را عنوان کردند ،حرجی نیست. حال شما داوری کنید که آیا کسانی که اکنون تنها در حجره ها و دانشگاه ها و موسسه های پژوهشی فعالیت می کنند و تنها ابزارشان برای پاسخ گویی قلم و سخن است ، چنین بر طبل تکفیر می کوبند و علم ارتداد را شمشیر مباحث فکری می کنند و اگر دستی بر قدرت و قضاء داشتند معلوم نبود چه می کردند!
آیا رفتار سیاسی با آنان جایز است یا خیر ؟
من هنوز معتقدم رفتار سیاسی جایز نیست . البته دیگر کمی شک دارم.
-«پرونده وحی و قرآن» مجموعه مطالب منتشر شده در این باب «+»
پ.ن - بعد از نوشتن این متن در خبرها دیدم فیلم کوتاه وعده داده شده توسط یکی از نمایندگان مجلس هلند منتشر شده است. هنوز این فیلم را ندیدم . ولی فکر می کنم یک فتنه واقعی باشد.
س.ا.کوهزاد