تبليغاتX
تاسیان
به نام خدای شب ، سکوت و تنهایی
 

نمازجمعه ی دیروز تهران جدا از تبدیل شدن به یکی از سیاسی ترین نمازجمعه های تاریخ ایران ، اعتراض مجدد مردم به کودتای انتخاباتی و صحبت های مفید آقای هاشمی رفسنجانی -که البته برای تمام گروهها از موج سبز تا خبرگزاری خیلی محترم فارس! تیتر مناسب داشت - حاوی نکته های بسیار جالبی بود.

یکی از مصائبی که در این چند دهه ی انقلاب داشتیم لوث شدن بسیاری از مفاهیم بود که روند مفهوم سازی آنها بسیار طولانی و با هزینه ی سنگینی به دست آمده بود.مفاهیمی مانند ایثار ، شهادت ، برابری ، استقلال و بسیاری از این چنین مفاهیمی در یک روند چند ساله جای خود را به مضحکه ای دلخراش داد . این مفاهیم به مثابه ی یک ارزش کارکردهای مثبت زیادی در فرهنگ جامعه ی ایرانی داشت اگر چه نمی توان از کارکردهای منفی آن نیز غافل بود اما حضور آنها در فرهنگ ایرانیان در همبستگی اجتماعی ، تقویت سرمایه ی اجتماعی و اعتماد نقش به سزایی داشت.اما این مفاهیم سقوط کرد .شهادت جای خود را حماقت داد و خودخواهی در جایگاه ایثار نشست .برابری به شعبده ای از تبعیض ها بدل گشت و استقلال ، آزادی خواهی و مقاومت به لطیفه هایی کوچه بازار تغییر کرد.  این ارزشهای جامعه ما بدون مورد قضاوت قرار گرفتن ، دون کیشوت وار در حال سقوط بود و خطر یک فروپاشی اجتماعی که دیگر نه نام و نشانی از ایران و اسلام باقی نمی گذاشت در کمین ما بود.

اما بعد

یکی از دلایل من برای رای به میر حسین بازگرداندن و اصلاح این مفاهیم بود و وقتی امروز دخترانی را دیدم که با لباس های معمولی بدون در نظر گرفتن عرف های متداول در مناسک مذهبی در کنار همراه خود چه پسر و چه دختر مشغول اقامه نماز بودند ،خوشحال شدم که راهی که رفتیم در حال نتیجه دادن است . اگر چه خبرگزاری های خیلی محترم! وابسته به دولت کودتا به تمسخر این عکس ها را منتشر کردند «+» اما بر این اوباش حرجی نیست که هنوز درگیر این اند که الله اکبر در رکوع رکعت دوم درنماز چهار رکعتی آرام گفته شود یا بلند ! در جایی دیگر در برابر شعار های خیلی رسمی ، پاسخ های در خور می دادند . برای مردم ما «مرگ بر انگلیس» یا «مرگ بر آمریکا» دیگر مفهومی ندارد چرا که چه به حق و چه ناحق دولت روسیه را به عنوان بخشی از مشکل می دانند. خون در رگ های آنان دیگر نیازی نیست که به رهبری حامی دولت تقدیم شود به همین دلیل آنها خون خود را مانند برادران و خواهران خود تقدیم ملت خود می کنند. «الله اکبر» آنها نشانه ای از زنده بودن خدا دارد و وعده قضاوت و دادخواهی الهی را می دهد از بند هر چه غیر خدا فارق شدن را ندا می دهد.«یا حسین» دیگر نه عربه کشی های حاج منصور و حاج سعید و حاج فلان،بلکه فریاد آزادی خواهی است حتی اگر بدون دین داری را باشد.چنین مفاهیمی در این روزها بسیار دیده می شود فقط باید مشاهده کرد و دید و شنید.

 جامعه ای که چنین تغییراتی در آن شکل می گیرد و آن هم با آن چنان سرعتی نیاز به فهم و درک صحیح دارد.مفاهیم در حال بازگشت اند و جهت دهی آگاهانه به آن در غیاب دولت منتخب و فرهنگی و اخلاقی ، مسئولیت روشنفکرانه ی علمای جمع می باشد . 

- لفظ «خیلی محترم» معنایی دارد مناسب حال خطاب قرار گرفتگان !

پ.ن-

- نمی دانم چرا اما هنوز به عقلای نظام امید دارم !

- پیکر پاک شهدا در سردخانه ها و اسرای آزاده ی جنبش سبز همچنان در بند اسارت هستند . آیا این بدیهی ترین حق خانواده های شهدا در تدفین جسم بی جان عزیزان شان هم اقدام بر علیه امنیت ملی است ؟! آیا آزادی اسرای دربند نمی تواند به بازگشت اعتماد جامعه یاری برساند ؟! پس چرا ...

- من عاشق این صفحه ی کیهان آقای شریعتمداری هستم.به خصوص ستون «کیهان و خوانندگان» و البته خبرهایی که قرار است اتفاق بیافتد هم می توانید از این صفحه بخوانید .«+» 

- امام علی :  توحید، آن است که هیچ توهمی را به آن راه ندهی و عدل، آن است که هیج اتهامی را به آن راه ندهی .

س.ا.کوهزاد

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 تیر1388ساعت 3:16  توسط سید کوهزاد اسماعیلی  | 


در این روز ها صحنه هایی می بینی که از سویی شور و شوق تمام وجود تو را فرا می گیرد و از دگر سو اشک و افسوس امانت نمی دهد. وقتی استاد مصطفا ملکیان را در جمع مردم معترض در مسجد قبا دیدم چنین احساسی داشتم«+».این فیلسوف معنویت و اخلاق همراه هم میهنان خود به این بی اخلاقی بزرگ معترض است و به درستی که حق روشنفکری را به جای آورد. بی راه نیست روزگاری خود را چنین معرفی کرده بود 

«من نه دل نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل نگران تمدّن، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هيچ امر انتزاعي از اين قبيل. من دل نگران انسان هاي گوشت و خون داري‌هستم که مي آيند، رنج مي برند و مي روند. سعي کنيم که اولاَ : انسان ها هرچه بيشتر با حقيقت مواجهه يابند، به حقايق هرچه بيشتري دست يابند؛ ثانياَ هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثاَ هرچه بيشتر به نيکي و نيکوکاري بگرايند و براي تحقّق اين سه هدف از هرچه سودمند مي تواند بود بهره مند گردند، از دين گرفته تا علم، فلسفه، هنر، ادبيات و همه دستاوردهاي بشري ديگر.»

و اکنون دل نگران انسان های است که گوشت و خون دارند و رنج می کشند .

استاد به شما افتخار می کنم.

- شورای نگهبان قانون اساسی نتایج انتخابات را تایید کرد ! نمادهای عدالت جمهوری اسلامی !

مجاهدین انقلاب ، ادوار تحکیم و مشارکت نتایج را نپذیرفتند و شیخ مهدی کروبی شجاعانه بیانیه ای آتشین صادر کرد«+» و این شعبه بازی را نپذیرفت .در انتظار روزهای آینده و واکنش میر حسین هستم .این داستان همچنان ادامه دارد !

س.ا.کوهزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 14:2  توسط سید کوهزاد اسماعیلی  | 

بخوان به نام گلِ سرخ، در صحاری شب
که باغ‌ها همه بیدار و بارور گردند
بخوان، دوباره بخوان تا کبوتران سپید
به آشیانه‌ی خونین دوباره برگردند

بخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوت
که موج و اوج طنینش ز دشت‌ها گذرد
پیامِ روشن باران
ز بام نیلی شب
که رهگذارِ نسیمش به هر کرانه برد

ز خشکسال چه ترسی؟ که سد بسی بستند:
نه در برابر آب
که در برابر نور
و در برابر آواز و در برابر شور...

دراین زمانه‌ی عسرت
به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
که از معاشقه‌ی سرو و قمری و لاله
سرودها بسرایند ژرف‌تر از خواب
زلال‌تر از آب
تو خامشی، که بخواند؟
تو می‌روی، که بماند؟
که بر نهالکِ بی برگِ ما ترانه بخواند؟

از این گریوه به دور
در آن کرانه ببین:
بهار آمده، از سیمِ خاردار گذشته
حریق شعله‌ی گوگردی بنفشه چه زیباست!

هزار آینه جاریست
هزار آینه
اینک
به همسراییِ قلبِ تو می‌تپد با شوق
زمین تهی‌ست زِ رندان:
همین تویی تنها
که عاشقانه‌ترین نغمه را دوباره بخوانی
بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان:
«حديث عشق بيان کن بدان زبان که تو دانی»

شعر محمد رضا شفیعی کدکنی - «در کوچه باغ‌های نشابور»

- آن شحنه های پیری که مشتی رند ، همان مامور های معذور را وا داشتند که گرد گلی را بریزند و جام می و عشرتی را ملعبه دستان چرک و زال خود کنند به نیکی بدانند که شیشه عمر آنان روزی روزگاری توسط خون خواهان شکسته خواهد شد و همگان در خواهند یافت که این پایمردان دیو و فرستادگان اهریمن ، آنان که جز به خوراک مغز فرزندان این کهن بوم راضی نخواهند شد، ، چونان نیاکان اساطیری خود گریزی از زنجیر اراده ملت نخواهند داشت .حال چه به اختیار یا چه به جبر

س.ا.کوهزاد 

+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 1:39  توسط سید کوهزاد اسماعیلی  |