|
به نام خدای شب ، سکوت و تنهایی
|
احساس شورمندی و آرزومندی دارم .شورمند از این همه شور و عشق خالصانه و آرزومند روزهایی بهتر .
و اضافه کنم که شرمسارم از اینکه کاری از دستم بر نمی آید . شرمسار !
- این بخش از قرآن برای کسانی که معتقد اند آرامش بخش و امیدوار کننده است .
|
|||||||||||||||||
| |||||||||||||||||
بنام خدا
باز این چه ابر بود که مارا فروگرفت / تنها نه من،گرفتگی عالمست این
یکدم نگاه کن که چه برباد
میدهی / چندین هزار امید بنی آدمست این
چندین هزار امید بنی آدم
را برباد دادند وقومی را داغدیده ودردمند کردند وپای اهانت برشعوروغرور شان نهادند
ودست خیانت درصندوق امانت شان بردند وبا نیرنگ وفریب، باطلی را بجای حق نشاندند
تادوباره عزت وکرامت راپایمال جهالت کند ونام را به ننگ بفروشد وفرومایگان را بر
کرسی ریاست بنشاند ودروغ ودغل درکار مدیریت کند وخرافه بگسترد وسفاهت بپرورد واز
چاههای نفت بردارد ودر چاههای جمکران بریزد وآزادی را خفه کند وآگاهی را بکشد
واستبداد دینی وقراءت فاشیستی از دین را قوام بخشد ودیانت را ملعبه دست سیاست کند
و سرهنگان را بر فرهنگ بگمارد وفرهنگیان را بدست سرهنگان بسپارد ودست تطاول درحقوق
مردم دراز کند و پشت به قبله حقیقت، بسوی خدای خدیعت نماز کند.
هیچ چیز مهیب تر از زخمی
کردن غرور یک قوم نیست.سرمایه اعتمادشانرا ستاندن وآب دهان برویشان افکندن. پلیدی
وبیشرمی ازین بیشتر نمیشود.آدمیان دزدی ودغلی را تحمل میکنند اما اهانت مکرر به
عزت وکرامت شانرا هرگز.
اینک روح مجروح وغرور
رنجورایرانیان بجوش آمده است وتاننگ آن خیانت زدوده نشود وتا غاصبان بدست عدالت
سپرده نشوند التهابشان فرو نمی نشیند.
والبته جای هیچ نومیدی
نیست،" که بد بخاطر امیدوار ما نرسد".اجتماع هزار در هزار زنان ومردان
حق جو ومطالبه گر پنجره های امیدرا برتاریخ آینده ما گشوده است ونویدگشایش بکار فروبسته
ما میدهد.
اسم اعظم بکند کار خود
ایدل خوشباش که به تلبیس و حیل دیو سلیمان نشود
بحقیقت اسم اعظم، شما حق
جویانید که دیو تیره بختی را از تخت سلیمان بزیر میکشید وباعصای موسوی، دولت
فرعونی وشعبده سامری را به دونیم میزنید وحکومت ارعاب وتزویر وچماق ونفاق را
بافریادهای جگرشکافتان درهم میشکنید.
استبداد دینی
غروروشعورشمارا به تمسخروتوهین گرفته است وخشم مقدس شماخاموش نمی نشیند تاامانت حق
و رای راازغاصبان خاین بستاندوبه کاردانان امین بسپارد.نقد، تقوای سیاست است وحق
جویی فضیلت دوران ماست وشما این فضیلت را فرو نمی نهید.
همت پاکان دوعالم وبخشایش
ارواح مکرم باشماست،"با همه کروبیان عالم بالا".
درین معرکه حق وباطل
وجنایت و شهادت آیا مشایخ و مراجع عظام احساس تکلیف نمیکنند که باقلمی وقدمی
"بازار ساحری وناموس سامری وقلب ستمگری" را بشکنند؟
شمس و قمر این حرکت یعنی
آقایان موسوی و کروبی نیز نیک میدانند که"صحبت حکام ظلمت شب یلداست"
وبردر ارباب بی مروت دنیا نشستن که
" خواجه کی بدرآید"
شرط خردورزی وسیاست ورزی نیست.به سواد اعظم روآورند که اسم اعظم
درآنجاست."نور ز خورشید خواه بوکه برآید".
اینک که فسادوخیانت،
ظاهروعریان از پرده بدر افتاده است من هم در پایان نصیحتی از زبان باباطاهر عریان
برای حاکمان یی دارم:
مکن کاری که برپا سنگت
آیو / جهان با این فراخی تنگت
آیو
چوفردا نومه خونون نومه
خونند / تو نومه خود ببینی ننگت آیو
در توبه هنوز بازست. آب
رفته را بجوی باز گردانید. قرعه فال بنام شما زده اندوامانتی را که آسمان نتوانست
کشید برشانه های شما نهاده اند.به عهد امانت وفاکنید ودر زمره جهولان و ظلومان
منشینید.
حقا کزین غمان برسد مژده
امان / گرسالکی بعهدامانت وفاکند
عبدالکریم سروش
خرداد 1388
- پیام دکتر سروش باز هم چون همیشه دلگشا و امیدبخش بود.امیدوارم آنان را که نام و نان آنها دستور بر چنبره زدن بر ناموس و شرف ایرانیان است باز هم لختی ، تنها لختی بیندیشند که چه با ایران می کنند و ببینند که آیتی از خداوند که وعده مکر به مکاران می دهد که خدا بهین مکر کنندگان است.ایستادن بر سیلی دیگر نه نامی و نه نشانی از آنان به یادگار قرار نمی دهد و هولناک تر آنکه این سیل مهیب شاید همه چیز را در سر راه خود از بین ببرد .
مرثیه ای از شفیعی کدکنی
تبارنامه ی خونین این قبیله کجاست
که بر کرانه شهیدی دگر بیفزایند ؟
کسی به کاهن این معبد شگفت نگفت
بخور آتش و قربانیان پی در پی
هنوز خشم خدا را فرو نیاورده ست ؟
خدایا ایران و ایرانیان را در پناه خود حفظ کن.
س.ا.کوهزاد

دیروز بیست و پنج خرداد مردم ایران حماسه ای دیگر آفریدند. بیش از یک میلیون نفر در تهران و هزاران نفر در شهرهای ایران از رییس جمهور قانونی و منتخب خود حمایت کردند و این جمعیت انبوه خشونت را نفی کردند و سد البته انتظار نیز همین بود. افسوس می خورم به حال مشتی رند که منافع نامشروع و غیر قانونی خود را در استمرار وضعیت موجود می بینند و با آتش گشودن به مردم بار دیگر خوی پلید خودشان را نمایان کردند.
به خانواده های این هفت شهید تسلیت می گویم ،که خون این شهیدان بدون نتیجه نخواهد بود.
س.ا.کوهزاد
مردم عزیز
اینجانب امروز طی نامهای تقاضای خودرا مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت میدانم. توصیه موکد و مجدد این خدمتگزار شما آن است که به صورت مسالمت آمیز و با رعایت اصل عدم برخورد مخالفتهای مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه دهید.
ما از مسوولان درخواست کردهایم که مجوز برگزاری یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشوربه ما داده شود تا در طی آن مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند. موافقت مسولان با این امر میتواند بهترین راه حل برای مهار هیجانات فعلی باشد.
از رنگ سبز که نماد معنویت و آزادی و عقلانیت دینی و مداراست و شعار الله اکبر که حاکی از ریشههای انقلابی ماست دست بر نداریم. این رنگ و شعاری است که همچنان وحدت بخش صفوف ملت ما و بهترین وسیله ارتباط دلها و خواستههای ما با هم خواهد بود.
متاسفانه تلاش گستردهای برای قطع تمامی امکاناتی ارتباطی ما با هم صورت میگیرد و به این نکته توجه نمیشود که قطع این مجاری تنها منجر به آن خواهد شد که واکنشهای موجود از شکلی هدفمند و مهار شده تغییر ماهیت پیدا کند و خدای ناکرده به حرکات کور تبدیل شود.
اطمینان دارم که خلاقیت شما راه حلهای ارتباطی جدید و موثری را پایه ریزی خواهد کرد تا بتوانیم از اقدامات خود نتایجی مفید به حال کشور و نظام و انقلاب بگیریم.
به عنوان یک علاقمند به نیروی انتظامی توصیه میکنم از برخورد خشن با حرکتهای خودجوش مردم خودداری کند و اجازه ندهد که اعتماد مردم نسبت به این نهاد ارزشمند خدشه دار شود. این مردم برای احقاق حقوق خود و حقوق شما در صحنه حاضر شدهاند و برادران و خواهران شما هستند. قدرت نیروهای نظامی و انتظامی کشور ما همواره در وحدت آنها با مردم بوده است و درآینده نیز چنین خواهد بود.
به امید روزهای بهتر
میرحسین موسوی
- در این چند روز در بسیاری از شهرهای کشور تظاهرات اعتراضی برگذار شد.در رشت نیز نیروهای نظامی و شبه نظامی به وحشیانه ترین حالت ممکن سرکوب کردند تو گویی کشور ما در اشغال به سر می برد و ما با اشغالگران مواجه اند! از نوجوان ده ساله تا زن سالمند شست ساله به کسی رحم نمی کنند.امیدوارم با مقاومت مدنی مردم این از خدا بی خبران دست از این توحش بردارند.
این داستان همچنان ادامه دارد و از خدا می خواهم جان مردم را حفظ کند.
س.ا.کوهزاد
برای رییس جمهور منتخب و قانونی ایران
22 خرداد را به مانند 28 مرداد هیچ گاه فراموش نخواهیم کرد. کودتایی بر علیه اراده ملت
اما هنوز پایان کار نیست .به قول شیخ مهدی کروبی این داستان همچنان ادامه دارد.
از همه ی دوستان می خواهم وارد تظاهرات های خشونت آمیز نشوند .این خواست آنها است که ما را وارد این بازی از پیش باخته کنند. از رییس جمهور منتخب و قانونی ایران هم می خواهم بدون هیچگونه اتلاف وقت و تزلزل نقش تاریخی خود را اجرا کند .میر حسین موسوی رییس جمهور منتخب و قانونی ایران و رهبری مبارزات برای احقاق حقوق ملت است و باید این نقش را بپذیرد.
س.ا.کوهزاد
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد، بهت آور است. مردمی که در صف های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهیم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی امانت دیده ایم و می بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و جاکمیت دروغ و استبداد نیست. اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پر مخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکننده آن را بر سر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد.و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد.
به مسئولان توصیه می کنم پیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.
اینجانب از همین فرصت استفاده میکنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر میدهم که ایران این موجود انسانی متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آنان محافظت کنند. خائنین به آرا مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که بر گرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر ( ص ) است با تمام شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آنرا آلوده است، مبارزه می کنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکت ما شکل کور به خود بگیرد.
جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمام ستاد های مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت می کردند سپاسگذاری کنم و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجه ای که کشورما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.
و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما آذیتمونا و علی الله فلیتوکل المتوکلون
میر حسین موسوی
-------------------------------
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت شريف ايران
22 خرداد ماه كه از حيث مشاركت كم سابقه شما مردم عزيز مي توانست جشنواره بزرگ جمهوريت در نظام امام خميني (ره) باشد به سوگواري تبديل شد ، و در سوگواري جز مرثيه چه مي توان خواند ، مرثيه اي براي اعتبار و آبروي راي فردي كه به عشق و ايمان براي تغيير اوضاع كشور به صحنه آمدند و چنين تخلف در امانت ديدند . نتايج اعلام شده براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري چنان مضحك و شگفت است كه در بيان و بيانيه نمي آيد و بايد فكر ديگري كرد . اين شيوه راي گيري و شمارش آرا يادآور شمارش آرا مرحوم مدرس است كه حتي از شمارش رايي كه آن مرحوم به خويش داده بود دريغ كردند و تكرار دروغ پردازي هاي تلويزيوني يادآور آمارهاي منتشر شده در مناظره هاست . شگفتا كه مشاركت ملت به ابزار تحكيم دولت تبديل شد ، واز دموكراسي به سوء استفاده از مشاركت ملت بسنده شد . بديهي است كه نتايج و نهاد برآمده از چنين شمارش آرايي فاقد مشروعيت است و مورد قبول اينجانب نيست .
من به پيشگاه ملت شكايت مي برم و دستان همه راي دهندگان به خصوص دانشجويان ،روشنفكران ،زنان محرومين و افراد مورد تبعيض اعم از دگر انديشان ،اقليت هاي قومي و مذهبي ،دراويش ،اهل حق را مي بوسم و حتما در مقابل اين مهندسي و تنظيم ناشيانه راي ملت سكوت نخواهم كرد و به عنوان فردي مستقل در چارچوب فكري و سياسي خاص خود و بر اساس مواضع و بيانيه هايي كه منتشر كرده ام در صحنه خواهم ماند و گزارش اقدامات خود را در بيانيه هاي بعدي به اطلاع ملت بزرگ ايران خواهم رساند . اين تازه اول داستان است .مهدي كروبي
پ.ن- این پایان این انتخابات نخواهد بود باید هنوز منتظر بود
س.ا.کوهزاد
از امشب تا صبح شنبه که نتایج انتخابات اعلام می شود به منطقه ی گسکرات - طاهرگوراب- می روم .چهار سال پیش صندوق به صندوق را می شمارش می کردیم و در نهایت آن صبح کذایی چهره ی زیبای غلامحسین الهام ! را دیدم که خبر نابودی چهارسال آینده را داد. من دیگر حوصله ی آن فشار را ندارم .
دور اول انتخابات دیگر تمام شد دیگر با مردم است تا از حق خود استفاده کنند و مسئولیت خود را فراموش نکنند و با عاقلان نظام است که با صیانت از آرا و ثابت کنند اینکه میزان رای ملت است. امیدوارم همگان لختی بیندیشند که با ایران چه می کنند.
دیگر با خدا است که چه می شود و اختیار مردم
تا شنبه صبح بدرود
والحمدلله أولاً و آخراً
س.ا.کوهزاد
آمدی و چه خون ها که بر دل کردی اما کارت تمام است مرد ....

س.ا.کوهزاد
کمتر از ده روز به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده و من کمی بیش از یک ماهی هست که تصمیم گرفتم که در روز بیست و دوم خرداد به میر حسین موسوی رای بدهم. فرآیند انتخابات برای من از روز بعد از چهارام تیر آغاز شد و در تمام این چهار سال به فکر سقوط مسالمت آمیز این دولت کریمه ! هستم . بهمن هشتاد و پنج یک دلیل شخصی هم برای این فکر پیدا کردم و آن زمانی بود که به مسخره ترین حالت ممکن به اتهام نشر اکاذیب بر علیه دکتر محمود احمدی نژاد بازداشت شدن و حکم حبس تعزیری دریافت کردم و در طول این مدت به هر بهانه ای تهدید به اجرای حکم می شوم. در شهریور هشتاد و هفت برای اعضای سازمان دانش آموختگان ایران فعالیت انتخاباتی شروع شد و با معرفی آقای عبد الله نوری وارد انتخابات شدیم .اینکه دلیل این معرفی و سپس عواقب آن چه بود و چرا از اصلاحات ساختاری ، سازمان به شیخ مهدی کروبی رسید در این مقال نمی گنجد و امیدوارم پس از انتخابات فرصت مناسبی برای بحث و گفتگو پیرامون این رفتار پدید آید.
اما من دلایل خودام را ابتدا برای رای دادن می گویم.
در جامعه ایرانی از مدتها پیش بحثی پدید آمده که با رای دادن در ساختار فعلی حکومت در ایران به مشروعیت آن کمک می کنیم و یا دلایلی مانند ساختار قدرت و حضور ولایت مطلقه فقیه ، شورای نگهبان و نظارت استصوابی در انتخابات ، قدرت نداشتن نهادهای انتخابی حتی به نسبت قانون اساسی مشروطه ، عدم برگذاری انتخابات سالم و آزاد و منصفانه و این چنین مسائلی اگر چه در جای خود معقول به نظر می رسید اما قائلان به چنین نظرهای تا کنون هیچ جایگزینی برای عدم شرکت در انتخابات معرفی نمی کنند. به عنوان مثال در خرداد هشتاد و چهار آن گروه از ایرانیان که انتخابات را تحریم کردند و خواسته یاناخواسته به روی کار آمدن محمود احمدی نژاد یاری رساندند و در تمام این چهار سال هیچ برنامه ای ارائه ندادند و اکنون امیدوارم به نقد رفتار خود در چهار سال گذشته بپردازند .
از سویی دیگر زیاد شنیده ایم که رای دادن یک حق است و عدم استفاده از حق در چهار چوب حقوق بنیادی و شهروندی قرار می گیرد . این حرف تا میزان بسیار زیادی درست است . رای یک حق است نه یک تکلیف شرعی و نه یک وظیفه ملی اما آنچه این قضیه را تحت شعاع قرار می دهد نسبت میان حق و مسئولیت است.به عبارتی حقوق شهروندی یک نسبت مستقیم با مسئولیت شهروندی دارد . استفاده یا عدم استفاده از حقوق انسانی بدون در نظر داشتن مسئولیتی که برای برخورداری از این حق بر دوش ما گذاشته شده مفید به نظر نمی رسد. ما نمی توانیم نسبت به خود ، کشور خود و ارزشهای ملی و مذهبی خودمان بی تفاوت باشیم و این بی تفاوتی را صرفا با توسل به حقوق بنیادین توجیه کنیم .
از سویی دیگر در سیاست تا حدود زیادی اصل بر فایده مندی کنش سیاسی است و با توجه به این امر باید به این سوال پاسخ داد که آیا عدم شرکت در فرآیند انتخابات مفید به فایده است یا عدم استفاده از این حق در چندین سال اخیر نتیجه ی مثبتی داشته است ؟ چگونگی پاسخ به این سوال و سوالاتی از این نوع می تواند به ما کمک کند تا تصمیم مناسبی برای شرایط حاضر اتخاذ کنیم .
اما تصور من بر این است بخش قابل توجهی از تحریمیان دیروز به این چنین نتایجی رسیده اند و این قضیه خود جای امیدواری زیادی برای کنش سیاسی پیش رو و آینده دارد . حال با توجه به اصل شرکت در انتخابات جاری چه گزینه های برای انتخاب خود دارم؟. لااقل برای من اظهر من الشمس است که به فردی که میزان مهرورزی او و دولت علیه اش تمام ملک ایران را فرا گرفته و عدالت محوری شخص شخیص وی و حامیان گران قدر و پر منزلت اش شوهره ی شهر شده رای نمی دهم ! به آقای محسن رضایی هم با حفظ احترام به جهت تلاش برای تغییر وضعیت موجود به دلایل فراوان بی علاقه ام. اما از میان میر حسین موسوی و شیخ مهدی کروبی دلایل ام برای اقبال به نفر را چنین خلاصه می کنم.
- در باب اخلاق
من شرکت در انتخابات را یک مسئله کاملا اخلاقی می دانم و برایم بسیار مهم است به فردی که رای می دهم به لحاظ اخلاقی توجیه مناسبی داشته باشد. به نظر من میر حسین نشانه های اخلاقی مهمی از جمله صداقت را داراست. با مردم صادق است . دروغ در کنش سیاسی او جای ندارد.در این وانفسای همه گیر شدن ریا ، دروغ ، تظاهر و چاپلوسی و انبوهی از رذایل اخلاقی ادب را حفظ می کند حتی اگر متهم به جنایاتی بزرگ شود ، به اعتقاد خود وفادار است حتی اگر برخی از اعتقادات او از جمله میزان ارادت اش به آیت الله خمینی یا نگاه منسوخ شده اش به بسیج در رای او تاثیر گذار باشد،یاران گذشته اش در جبهه های جنگ را فراموش نکرده این وفاداری را مقایسه کنید با رفتار شیخ در سه ماه پیش که گوش آسمان را از افراطگرایی و تندروی کر کرده بود و اکنون به کمتر از تحول ساختار سیاسی جمهوری اسلامی راضی نمی شود ! . افتادگی دارد نه افتادگی عوام فریبانه سالها بود پیکانی داشت و با آن به فرهنگستان هنر می رفت و بیست سال چنین کرد نه برای مردمی که دیگر نمی شناختند اش و اکنون نیز هنگام با طبقه متوسط پیکان اش را تبدیل به پراید کرده ! ، به آینده ی بلند می اندیشد ، نیت خدمت گذاری دارد و الا در چهار سال پیش اجماع اصلاح طلبان با او بود اما دیگران را اصلاح دید و نیامد ، اعتدال و میانه روزی را فراموش نمی کند ، شجاعت خود را در جنگ تحمیلی به اثبات رسانده است ، سپاس گذار مردم و افرادی است که به او این اعتبار را بخشیده اند ،با شعور مردم بازی نمی کند و شعار تغییر قانون اساسی را نمی دهد که نتواند برآورده کند ،در میان اطرافیان اش کمتر کسانی هستند که در رشت کارخانه ی را بخرند و ساختمان سازی کنند و کارگرانش را به دام خودکشی ببرند و بعد اشک بریزند !عدالت یک اصل در سیاست برای اوست و از همه مهمتر دولت اخلاقی را وعده داده است.دوستی به همسراش نه برای رای آوری بلکه از سر اعتقاد و نگاه مناسب و تحسین برانگیز او به مسئله زن است.بردبار است حتی با مخالفان قسم خورده ، سادگی و افتادگی او را وقتی با فردی مثل احمد نژاد مقایسه می کنم متوجه می شوم که او کیست و این چیست !
از این فضایل اخلاقی که بگذریم برایم سیاست بر اصول اخلاقی نتیجه گرایی سوار شده و تا آنجا که من می فهمم رای به میر حسین نتیجه بخش تر از رای به شیخ است. من انتظار کار محیر الوقوع از میر حسین ندارم و او نیز چنین شعارهای نمی دهد اما برایم غیر قابل قبول است که به کسی رای بدهم که شعارهای انچنانی بدهد که نه تنها در توان او و نه در توان هیچ رییس جمهوری در ایران نیست و بعد اعتماد مردم را به باد بدهد . اگر چه او را متهم به دخالت در جنایت 67 می کنند یا حداقل سکوت اش را با قیام حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری مقایسه می کنند ام من نه می خواهم و نه می توانم مدافع کسانی باشم که روزی باید دفتر خاطرات خود را برای همگان باز کنند و سد البته تاریخ برای من دعوای میدانی نیست که هر روز گریبان رهگذری را به اتهامی که هنوز اتهام اش نیز مشخص نیست بگیرم و نیز تا کنون جز این اتهام هیچ دلیل قانع کننده ای را بیان نکرده اند تا آن زمان برای من به لحاظ اخلاقی فرد موجهی برای به دست گیری ریاست جمهوری اسلامی ایران است.
پ.ن - ادامه را در فردا می نویسم
- دلایل اخوی برای رای به میر حسین «+»
پ.ن 2- به قول حکما انسان ، حیوان اخلاقی است . وقتی اخلاق را از او بگیرید چه می شود ؟!
پس از دیدن مناظره میر حسین و دکتر محمود احمدی نژاد به این اصل بار دیگر ایمان پیدا کردم .
س.ا.کوهزاد
نتوانستم این متن ارزشمند دکتر یوسف اباذری را در تارنگار خودام قرار ندهم.

ستاد مردمي ائتلاف اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه ستاد میرحسین موسوی روز چهارشنبه ششم خرداد در آغاز سلسله نشست های فرهنگی خود نشستی با حضور یوسف اباذری از اندیشمندان و اساتید جامعه شناسی برگزار کرد. اباذری در این نشست به تبیین مفهوم دولت فرهنگی پرداخت و بایدها و نبایدهای پیش روی چنین دولتی را تشریح کرد.
یوسف اباذری در آغاز بحث خود با اشاره به اینکه مفهوم "دولت فرهنگی" برای او نیازمند مداقه بیشتری است خاطرنشان کرد: مفهومی که هگل از دولت در ذهن دارد، دولت یا جامعه ای اخلاقی است. او می گوید نباید جامعه را رها کنیم و بنابراین به سراغ دولت در مفهوم یونان باستان می رود و معانی اخلاقی و ارزش های آن را استنباط می کند.
وی ماجرای پیشنهاد خودکشی به سقراط و پاسخ او که گفته بود از شهر آتن نمی رود، را پیش کشید و گفت: سقراط به رغم انتقادهای زیادی که به رفتار آتنی دارد، به ارزش های آن پایبند است و ترجیح می دهد در آنجا بماند. هگل از همین مفهوم استفاده می کند و فرمولی که می ریزد این است که دولت باید اخلاقی باشد. او جامعه اخلاقی و دولت را به عنوان دو جزء از هم جدا می کند؛ دولتی که حافظ و نگاهبان جامعه است تا به سمت مفاهیم غیر اخلاقی درغلتیده نشود و جامعه اخلاقی که به دنبال ارزش های خودش است. نظریه دولت اخلاقی او وظیفه سنگینی را بر دولت مترتب می کند. جامعه مدنی عبارت از جامعه ای است که افراد در آن با مشخصه های خاص خود حاضر می شوند. اما هگل در این میان با خودبسندگی و فایده گرایی از نوع جامعه انگلیس زمان خود مخالف است.
این استاد دانشگاه سپس پای جامعه شناس دیگری را به میان کشید و از امیل دورکیم سخن گفت: او هم معتقد است که باید با فلسفه فایده گرای انگلیسی جنگید. دورکیم هم از فایده گرایی اخلاقی صحبت می کند و می گوید دولت باید حافظ اخلاق باشد و حد فاصل میان دولت و ملت نیز باید نهادهایی به وجود بیاید که فرهنگ را الگوسازی کند. یعنی هم دولت باید نظارت کند و هم جامعه در پایین نظارت اخلاقی خود را داشته باشد. اینجاست که مفهوم فرهنگ جلوی درغلتیدن جامعه را در فایده گرایی می گیرد.
اباذری در ادامه به نظریات متیو آرنولد اشاره کرد و گفت: او متوجه شد که جامعه انگلیسی در حال از هم پاشیده شدن است. آرنولد بازرس مدرسه بود و به همین خاطر شاهد فرهنگی شدن مردم بود. او مطالعات فرهنگی جدید را در کتاب "فرهنگ و آنارشی" پی ریخت. آرنولد می گوید یا ما دارای فرهنگ می شویم و یا به سمت آنارشی می رویم.
او با تشریح آرای آرنولد درباره نسبت میان دین و فرهنگ گفت: تعبیری که از او می شود این است که دین ناگزیر است خود را با فرهنگ جدید تطبیق دهد. هایدگر معتقد است که عصر حاضر عصر علم و تکنولوژی و فرهنگ است. او عصر جدید را عصر بی خدا نیز قلمداد می کند. البته این به معنی از بین رفتن دین نیست بلکه صحبت بر سر تبدیل آن به یک تجربه دینی است. متاسفانه برخی از هایدگری های ما از بحث اومانیسم استفاده کردند و آن را به بی خدا شدن انسان جدید ربط دادند و این مفاهیم ضربه های زیادی به ما زد که می گویند بشر جای خدا نشسته است. این تعبیر غلطی است.
وی افزود: اما در طرحی که آرنولد می دهد، دین می تواند خود را در قالب فرهنگ، ادبیات و هنرها نشان دهد. پس در یک طرف دولتی خنثی داریم که افراد در آن فایده گرایانه دنبال منافع خود هستند و در نقطه مقابل دولتی که پایبند به اخلاق است. اگر این بحث ها باز شود به دنبال تحلیل هایی خواهیم رفت تا از این بلاتکلیفی های رابطه فرهنگ و دولت و رابطه دولت و ملت و... دربیاییم. مسئله حال حاضر ما این است که می دانیم در جامعه مدنی، ارزش های مشترکی که همه آحاد جامعه را دور هم جمع کند وجود ندارد. جامعه جدید به گونه ای نیست که در آن بتوان به ارزش های واحدی رسید بنابراین نیازمند واسطه هایی هستیم تا نسبت فرهنگ و دین و یا دولت و فرهنگ را مشخص کنیم.
اباذری ادامه داد: دولت می تواند مدعی دینی یا اخلاقی بودن باشد اما در عصر جدید بدون میانجی قادر نیستیم این مفاهیم را از بالا به پایین برسانیم چون با جامعه ای مدنی روبرو هستیم که فردگرایی و فایده گرایی در آن رشد کرده است. اگر میانجی های لازم را درنظر نگیریم به جایی درمی غلتیم که فرهنگ بهانه ای بیش برای فردگرایی عنان گسیخته نخواهد بود.
مولف "نشانه شناسی 11 سپتامبر" سپس به تحقیقی اشاره کرد که خود درباره رمان های کوندرا و نظر مردم درباره محتوای آنها انجام داده بوده است و گفت: اگر نخواهیم مردم فرهیخته ای بسازیم آنها هر نقطه چینی را در کتاب به مطالب پورنو تعبیر می کنند. بین یک موسیقی والا و فرهیخته با صنعت فرهنگسازی که شیوع یافته است تفاوت وجود دارد. الان موسیقی زیرزمینی با ابتذال محض ساخته می شود. اگر فرهنگ به معنای واقعی وجود نداشته باشد با افرادی منزوی، اتمیزه و تک افتاده در جامعه روبرو می شویم که هیچ سپری برای دفاع از خود ندارند.
اباذری به جمله محمود احمدی نژاد که گفته بود "مردم ایران بزرگتر از آن اند که به احزاب و دسته ها بگروند" اشاره کرد و افزود: او دقیقا از آدم های اتمیزه ستایش می کند. در جامعه جدید امکان ندارد جز از طریق واسطه هایی چون گروه ها و اصناف و احزاب و... به دولت متصل شد. اگر این واسطه ها نباشند یعنی دولت به صورت عریان با افراد به صورت عریان در ارتباط است. دولت ها باید از این روش بگریزند چرا که افراد اتمیزه قادرند امروز دنبال این آدم بروند و فردا دنبال کسی دیگر. چنین انسانی هیچ فرهنگی ندارد و از هیچ محافظی در برابر فرهنگ های دیگر برخوردار نیست. بنابراین اینکه مردم ما عضو هیچ گروه و حزبی نیستند به این معنی است که افراد به صورت عریان و اتمیزه زندگی می کنند و آماده اند تا تن به هر وضعیت توتالیتری بدهند.
وی تصریح کرد: اگر فرد از طریق نهادهای مدنی، فرهیخته و فرهنگی نشده باشد، این جامعه بلادفاع خواهد شد. چنانچه همه چیز فرد را از او بگیرند و در خدمت دولت دربیاورند، او در برابر همه چیز خلع سلاح خواهد شد. نمونه اش کشور آلمان بود که با آن فرهنگ و هنر متعالی به چنان سرنوشتی رسید و تسلیم فاشیسم شد. بنابراین اتمی شدن انسان و فقدان ارتباط معنادار بین انسان و نهادهای واسط به چنین خطری منجر می شود. ما در جامعه فعلی خود شاهد این روند هستیم.
او بار دیگر به مفهوم دولت فرهنگی بازگشت و گفت: آنچه از این مفهوم می فهمم این است که دولت واقف است که دین باید با میانجی فرهنگ وارد جامعه شود. از فرهنگ نمی توان استفاده ابزاری کرد. با تغییر چند اسم در یک رمان نمی توان آن را به اثری دینی تبدیل کرد. دولت اخلاقی دولتی نیست که تنها به مردم اجازه زندگی برهنه و برای بقای محض را بدهد. چنین انسانی نگاهی ارضاگونه به همه مسائل پیدا می کند. در این جامعه نمی توان سعدی و شاهنامه خواند. مداقه کردن در جامعه ای صورت می گیرد که آدم هایش تنها برای بقا زندگی نکنند. ما دارای فرهنگ هستیم و دولت باید بدون نگاه ابزاری، اجازه رشد را به فرهنگ بدهد.
مولف "خرد جامعه شناسی" از تناقض های برخی تعاریف ارائه شده از سوی رسانه های غربی درباره جامعه مدرن سخن گفت و تاکید کرد: جامعه مدرن جامعه بی رحمی است ولی طوری تبلیغ می شود که انگار در امریکا و فرانسه همه خوشبخت هستند. بوردیو در یکی از تحقیقات خودش بی رحمی جامعه فرانسوی را نشان داد. جامعه مدرن با خودش تنهایی و اتمیزه شدن و فقر هم می آورد.
اباذری ادامه داد: من فکر می کنم مهندس موسوی به این مسائل آگاه است و آگاهانه چنین شعاری را مطرح کرده است. او می داند که اگر افراد را از سپر لازم جدا کنیم و پای صندوق ها بکشانیم، آن فرد می تواند دنبال هر کسی برود. باید بدانیم که دین ما با میانجی فرهنگ پیاده می شود. فرهنگ باید نو شود و ادبا و روشنفکران ما باید به شیوه های نو آثار کهن را بازآفرینی کنند. از هر زاویه ای که نگاه کنید مسئله فرهنگ اهمیت دارد. فرهنگ محافظی است که در برابر بلایای جامعه مدرن به تن می کنیم و بدون آن آدم های بی دفاعی هستیم. باید اجازه دهیم تا فرهنگ راه خودش را پیدا کند.
وی تصریح کرد: دولت فرهنگی به مردم اجازه می دهد تا فرهنگ را خلق کنند. این فرهنگ به هیچ چیز لطمه نخواهد زد. هنر زیرزمینی است که جامعه را نابود می کند نه هنر روزمینی. فرهنگ را هم مردم می سازند. دولت فرهنگی از عاقبت انسان مدرن آگاه است. امیدوارم راه ها بسته نشوند و ما دست از ستایش یا نکوهش مطلق فرهنگ مدرن برداریم و آن را بشناسیم و اجازه دهیم تا فرهنگ آفریده و سپس نقد شود.
یوسف اباذری در ادامه به چند پرسش مطرح شده پاسخ داد. او گفت: عمده فلاسفه قرن 19 دین را با خرافه برابر می دانستند اما می توانیم بگوییم که در قرن 20 بیشترین تعداد متاله را در ادیان مختلف داشته ایم که همگی درباره سرنوشت بشر و سرنوشت دنیای مدرن سخن گفته اند. دولتی که می خواهد اخلاق و دین را به هم گره بزند باید بداند که عصر جدید فرصت های درخشانی را در اختیار می گذارد اما دهشت هایی را هم با خود می آورد.
وی به سوال دیگری این طور جواب داد: دولت فرهنگی یک ایده است و همه باید سعی کنیم که این فکر را جلو ببریم. این مسئله به توانایی دولت و انتقاد ما برمی گردد. دولتی که چنین اعتقادی دارد باید ایده اش را دنبال کند. برخی مواقع عده ای می گویند که خاتمی برای ما چکار کرد؟ موضوع این است که ببینیم چه مقدار به جامعه ما اجازه داده می شود که جلو بیاید. دولت باید این فضا را برای خلق فرهنگ به وجود بیاورد. ما گاه فکر می کنیم کسی باید بیاید که دو ماه دیگر به همه چیز برسیم. انفعال بعضی از افراد نیز از همین تفکر سرچشمه می گیرد. مهم این است که موسوی می خواهد اجازه پیشروی را به جامعه ما بدهد
- تارنمای سرو «+»
س.ا.کوهزاد
آخر شب قهوه خانه ی دایی پسر نشسته بودم.معمولا کار روزانه ی من است .بیکار که می شوم برای خوردم دو تا چایی کوچک می روم آنجا.طاهرگوراب است و این قهوه خانه هایش اما این قهوه خانه از عجایب طاهرگراب است .اول به این دلیل که تنها جایی است که رفتم به آنجا راحت و شادی بخش است و بعد آنکه کسی حق کشیدن سیگار را در آنجا ندارد ، درخواست چای شیرین کردن مساوی است با فحش شنیدن ، ورود مازندرانی و تهرانی و عمال دولتی مطلقا ممنوع است. غیر گیلانی به شدت رسوا می شود.معمولا بحث های سیاسی و اجتماعی و حتی روشنفکری اگر بحث چاروداری نباشید با استقبال مواجه می شود.چند وقت پیش بحث در رابطه با تضاد دیالکتیکی دکتر سروش بود ! و هزار و یک رسم و قانون دیگر.
طاهرگراب آرام بود .سالهاست به طنز تلخی به کوفه تشبیه اش می کنند. به دایی پسر پیشنهاد کردم که با این آرامش ، آواز شجریان دلچسبی بیشتری دارد . خندید ! باید فکر کند . این چند وقت که به توفیق اختیاری حضور در طاهرگوراب را دارم کم کم بیشتر کشف اش می کنم. شروع کردم به قدم زدم در جاده .تا آسیابسر رفتم کنار چاه آبی به سر و صورت ام زدم ولی ارضا نشدم رفتم به سمت پاتوان و ویشه سرا و مناربازار .نصف شب بالا رفتن از مناره چل گوش چمنی و نگاه کردن به تمام اراضی گسکرات بی نظیر بود. اگر خدا بخواهد دستیار دوستی شدم که مشغول تحقیق در رابطه با گسکرات است.
وقتی برگشتم مزرعه آشتینه احساس کردم باز هم برگشتم به اصل خودام !
- شما کسی را دیده اید که نان و پنیر و چایی شیرین همراه با لوبیا و پیاز برای صبحانه بخورد ؟!
پ.ن- رکسانا صابری هنگامی که وارد خاک آمریکا شد از اینکه به وطن خود برگشته احساس شعف کرد و گفت که در زمان بازداشت سرود ملی آمریکا به او امید به آزادی می داد.افسوس که جوانان ایرانی که به ایرانیت خود افتخار می کنند و سرود ملی آمریکا هیچ مفهومی برای آنان ندارد باید اسارت را برای وطن خود به جان بخرند.به امید آزادی این عزیزان از زندان
- استاد مصطفا ملکیان «+» و دکتر محمد مجتهد شبستری «+» از میر حسین موسوی حمایت کردند.
س.ا.کوهزاد