تبليغاتX
تاسیان
به نام خدای شب ، سکوت و تنهایی
 

ماه رمضان بود. مشغول خواندن «حدیث بندگی و دلبردگی» بودم . مطلبی در آن بود که تکان ام داد.نقل به مضمون اش این است که در راویات مسئله ای داریم به نام «ابداء» و آن این است که خداوند در مقابل دعا و نیایش خالصانه و خاضعانه بندگان خود زندگانی ای را تغییرمیدهد و سرنوشتی را که مقدر است را دگرگون می کند .

 

و اکنون به راستی دعا می کنم و آن «ابداء» را طلب می کنم برای عزیزان ام ، برای دین ام  ، برای ایران عزیز تر از جان ام ، برای گیلان سرفرازام و برای ...

ای دگرگون کنندة قلب ها و ديده ها

ای تدبيرگر شب ها و روزها

ای متحول کنندة سال ها و حال ها

دگرگون کن حال ما را به نیکوترین حال

س.ا.کوهزاد

+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 4:8  توسط سید کوهزاد اسماعیلی  | 

 

- خاتمی رفت . رفتاری که به نظر من اخلاقی بود . در واقع بعد از مدتها سیاست مداران ما نگاهی فضیلت گرایانه به اخلاق داشتند . فارغ از نتیجه و نیت و تکلیف . در این کشاکش چند ماهه به نظر من خاتمی در نگاهی اخلاق گرایانه پیروز بود . شاید از نظر سیاسی یا اجتماعی بحث متفاوت باشید اما به لحاظ در نظر گرفتن فضیلت اخلاقی برای خیلی جالب بود . انتقاد ها از خاتمی پا برجا است اما در این راه خیلی ها هم سرشکسته بودند . ناگهان تمام مصایب تاریخ ایران را از او بازخواست کردند . قتل های زندانیان سیاسی ، عقب ماندگی تاریخی ایران و هزار و یک مسئله دیگر. اصلاح طلبان ساختاری که علل القاعده من نیز در درون آنها قرار می گیرم با یک تارنما شروع به انتقام گیری کردند و اصلاح طلبان عملگرا ! تمام دستاوردشان نهادینه کردن تحزب بود البته با دبیرکل حزب دیگران . فضای جالبی است. و الته بیشتر به طنز شباهت دارد. خیلی خیلی خیلی مایلم بدانم با «الگوی زیست مسلمانی» میر حسین چه می کنند .

پ.ن -

- آیت الله جعفر سبحانی هم آدم جالبی است . افشاگیری مارکسیستی و کاتولیکی ایشان در نقد ناقد ! قرائت نبوی از جهان خالی از فایده نیست . «+»

- اخوی کوچک ما که رسما کوشیار نام دارد و اسما کسرا بلاخره پس از چند بار وبلاگ زدن در موضوعات غیر تخصصی ! توانست روال کار اصلی خوداش را پیدا کند . این هم تارنگار کوچک خاندان ما «+»  

بعد از پ.ن- من چه به خیر ، چه به شر هیچ نامه ای در له یا علیه فردی را امضا نکرده ام. تنها از آقای عبدالله نوری حمایت کامل کرده ام. فقط جهت اطلاع !

س.ا.کوهزاد     

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 2:1  توسط سید کوهزاد اسماعیلی  | 

 

«راز زدایی» از جهان و برداشتن نگاه اسطوره ای آن از دست آورد های «خرد ناب خودبنیاد» است.«نوسازی» نیز به مثابه محصولی از این خرد بر هر «امر قدسی» خط بطلان کشید و قدیسان را از آسمان دست نیافتنی به زمین عامی نشاند و به جان پیکره ی تمام بت های اسطوره ای افتاد و با تبر عقل سعی آن داشت که این اسطوره ها را نابود سازد و البته این تلاش همچنان ادامه دارد !. کار روشنفکران نیز جدا از این نیست .آنان نیز یکی از ثمرات خرد و روشنگری و نوسازی هستند و کار روشنفکری هم به تعبیری چیزی جز «افسون زدایی» از دین و دولت و قدرت و جامعه نیست . اما آیا به واقع باید این اسطوره ها را نابود کرد ؟! و به زبانی دیگر «اسطوره زدایی» از جهان و به ویژه از دین چقدر مفید به فایده است ؟! و یا این «اسطوره ها» یا «ایمان عامه» یا «ضمیر ناخودآگاه جمعی»  و یا هر چه نام اش را بگذارید نابود پذیر هستند ؟! ...

شاید نگاه اسطوره ای به جهان ، انسان ، طبیعت و به ویژه دین برای من که خودام را شاگرد کوچکی از روشنفکران دینی می دانم ، هم مشکوک باشد و متضاد . اما اعتراف می کنم که سخت دلبسته ی این اسطوره ها هستم . تصور اینکه روزی مردم به «آدم ابو البشر» در هیبت «کیومرس» اعتقاد کامل داشتند یا برای «آتش» ، «آب» ، «خاک» هزار و یک داستان مومنانه می گفتند برایم چونان حس تاسیانی ای ایجاد می کند که وصف ناپذیر است.عصری از ایمان مومنانه که همه چیز از نگاه همین اساطیر کوچک و بزرگ و حماسه های بومی و ملی تفسیر می شد و تو گویی خللی هم بر آن ایمان وارد نمی آمد . اما ...

 مردن به ایمان پیرزنی سمرقندی درد «امام الحرمین جوینی» بود .همانی که علم کلام با او چنان کرده بود هر دم با اندوه آن ایمان را طلب می کرد. این حدیث اجتناب ناپذیر «آگاهی» است . دانایی و آگاهی پرده از این تصورات بر می درد و غبار از آن بر می کشد و از آن گریزی هم نیست. هر جا که عقل و آگاهی بیاید جا برای رازها و اسطوره ها تنگ می شود . در زندگی روزمره ما هم چنین است هر روز از قدرت اسطوره ها کاسته شده و بر قدرت عقل افزوده . اما هنوز مطمئن نیستم که «عقلانیت» راه مناسبی برای ایمان عامه باشد! 

این همه صغرا و کبرا خواندم تا بگویم آن دسته از دوستانی که هنوز دل در گرو اسطوره های دوست داشتنی دارد و به ویژه اسطوره های ژرمنی و انگولاساکسون در  شاهکار جاودانه «جی آر تالکین» علاقه مند هستند می توانند به تارنمای «آردا»(دنیا) سر بزنند و در آن به «سرزمین میانه» بروند و به زبان «الفی نولدورین» صحبت کنند با سوگنامه ی «تورین» آشنا شود و رذالت شیطانی «ملکور» را درک کنند. 

س.ا.کوهزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 6:36  توسط سید کوهزاد اسماعیلی  | 

 

سخن گفتن از اینکه آیا آن دسته از افرادی که به نام اصلاح طلب می شناسیم به واقع طالب اصلاحات هستند یا خیر در این سامان کشور و در شرایط حاضر به عقیده من امری بیهوده و نامناسب است اما یک مسئله برای من غیر قابل درک است و آن اینکه این همه اختلاف میان این اصلاح طلبان ما در چند گروه و شبه حزب و موسسه از چه رو است ؟! و یا نه این چه اختلافی است که اطرافیان آنان را وا می دارد که دست به غیر اخلاقی ترین اعمال ممکن برای اهداف خود باشند ؟! و این همه در حالی است که همین افراد تا چند سال پیش به جان یکدیگر قسم می خوردند ؟!

اگر این اختلافات بر اساس یک مبانی فکری یا راهبردی بود نه تنها خوشحال می شدم بلکه سخت به دنبال یافتن نقطه ی افتراق و اشتراک و یا مبانی نظری افکار آنان می بودم . اما آیا واقعا چنین است ؟! آیا اختلافات همین اصلاح طلبان درون سیستم که در ایران فعالیت دارد - که چه به خیر و چه به شر تنها ابزار ممکن و عینی برای بسیاری از مردم در مشارکت سیاسی هستند - واقعا فکری و آن چنان عمیق است که راهی برای حل آن نباید متصور بود ؟!

تا آنجا که من می فهمم در بسیاری از موار خیر . تصور من بر این است ریشه این اختلافات غیر قابل حل در حد این است که توپ بچه آقای خاتمی ، تاجزاده یا بهزاد نبوی شیشه خانه کروبی را شکسته و ایشان به همراه همسرشان این عمل قبیح و رذیلانه را نشانه ای از خصومت بی پایان یافته اند !

جدا از شوخی سطح کنش ، اخلاق ، وفاق و گفتمان سیاسی در ایران آن قدر نازل است که این طنز اگر چه طنز است، اما طنزی تلخ با افسوسی از واقعیت

- اخوی بنده وبلاگ نویسی را آغاز کرده است. «مزَجَبَد» ! زیاد فکر نکنید که تنها عده ی معدودی از معنای آن با خبر اند .

س.ا.کوهزاد

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 2:43  توسط سید کوهزاد اسماعیلی  |