|
به نام خدای شب ، سکوت و تنهایی
|

ماه رمضان بود. مشغول خواندن «حدیث بندگی و دلبردگی» بودم . مطلبی در آن بود که تکان ام داد.نقل به مضمون اش این است که در راویات مسئله ای داریم به نام «ابداء» و آن این است که خداوند در مقابل دعا و نیایش خالصانه و خاضعانه بندگان خود زندگانی ای را تغییرمیدهد و سرنوشتی را که مقدر است را دگرگون می کند .
و اکنون به راستی دعا می کنم و آن «ابداء» را طلب می کنم برای عزیزان ام ، برای دین ام ، برای ایران عزیز تر از جان ام ، برای گیلان سرفرازام و برای ...
ای دگرگون کنندة قلب ها و ديده ها
ای تدبيرگر شب ها و روزها
ای متحول کنندة سال ها و حال ها
دگرگون کن حال ما را به نیکوترین حال
س.ا.کوهزاد
- خاتمی رفت . رفتاری که به نظر من اخلاقی بود . در واقع بعد از مدتها سیاست مداران ما نگاهی فضیلت گرایانه به اخلاق داشتند . فارغ از نتیجه و نیت و تکلیف . در این کشاکش چند ماهه به نظر من خاتمی در نگاهی اخلاق گرایانه پیروز بود . شاید از نظر سیاسی یا اجتماعی بحث متفاوت باشید اما به لحاظ در نظر گرفتن فضیلت اخلاقی برای خیلی جالب بود . انتقاد ها از خاتمی پا برجا است اما در این راه خیلی ها هم سرشکسته بودند . ناگهان تمام مصایب تاریخ ایران را از او بازخواست کردند . قتل های زندانیان سیاسی ، عقب ماندگی تاریخی ایران و هزار و یک مسئله دیگر. اصلاح طلبان ساختاری که علل القاعده من نیز در درون آنها قرار می گیرم با یک تارنما شروع به انتقام گیری کردند و اصلاح طلبان عملگرا ! تمام دستاوردشان نهادینه کردن تحزب بود البته با دبیرکل حزب دیگران . فضای جالبی است. و الته بیشتر به طنز شباهت دارد. خیلی خیلی خیلی مایلم بدانم با «الگوی زیست مسلمانی» میر حسین چه می کنند .
پ.ن -
- آیت الله جعفر سبحانی هم آدم جالبی است . افشاگیری مارکسیستی و کاتولیکی ایشان در نقد ناقد ! قرائت نبوی از جهان خالی از فایده نیست . «+»
- اخوی کوچک ما که رسما کوشیار نام دارد و اسما کسرا بلاخره پس از چند بار وبلاگ زدن در موضوعات غیر تخصصی ! توانست روال کار اصلی خوداش را پیدا کند . این هم تارنگار کوچک خاندان ما «+»
بعد از پ.ن- من چه به خیر ، چه به شر هیچ نامه ای در له یا علیه فردی را امضا نکرده ام. تنها از آقای عبدالله نوری حمایت کامل کرده ام. فقط جهت اطلاع !
س.ا.کوهزاد
«راز زدایی» از جهان و برداشتن نگاه اسطوره ای آن از دست آورد های «خرد ناب خودبنیاد» است.«نوسازی» نیز به مثابه محصولی از این خرد بر هر «امر قدسی» خط بطلان کشید و قدیسان را از آسمان دست نیافتنی به زمین عامی نشاند و به جان پیکره ی تمام بت های اسطوره ای افتاد و با تبر عقل سعی آن داشت که این اسطوره ها را نابود سازد و البته این تلاش همچنان ادامه دارد !. کار روشنفکران نیز جدا از این نیست .آنان نیز یکی از ثمرات خرد و روشنگری و نوسازی هستند و کار روشنفکری هم به تعبیری چیزی جز «افسون زدایی» از دین و دولت و قدرت و جامعه نیست . اما آیا به واقع باید این اسطوره ها را نابود کرد ؟! و به زبانی دیگر «اسطوره زدایی» از جهان و به ویژه از دین چقدر مفید به فایده است ؟! و یا این «اسطوره ها» یا «ایمان عامه» یا «ضمیر ناخودآگاه جمعی» و یا هر چه نام اش را بگذارید نابود پذیر هستند ؟! ...
شاید نگاه اسطوره ای به جهان ، انسان ، طبیعت و به ویژه دین برای من که خودام را شاگرد کوچکی از روشنفکران دینی می دانم ، هم مشکوک باشد و متضاد . اما اعتراف می کنم که سخت دلبسته ی این اسطوره ها هستم . تصور اینکه روزی مردم به «آدم ابو البشر» در هیبت «کیومرس» اعتقاد کامل داشتند یا برای «آتش» ، «آب» ، «خاک» هزار و یک داستان مومنانه می گفتند برایم چونان حس تاسیانی ای ایجاد می کند که وصف ناپذیر است.عصری از ایمان مومنانه که همه چیز از نگاه همین اساطیر کوچک و بزرگ و حماسه های بومی و ملی تفسیر می شد و تو گویی خللی هم بر آن ایمان وارد نمی آمد . اما ...
مردن به ایمان پیرزنی سمرقندی درد «امام الحرمین جوینی» بود .همانی که علم کلام با او چنان کرده بود هر دم با اندوه آن ایمان را طلب می کرد. این حدیث اجتناب ناپذیر «آگاهی» است . دانایی و آگاهی پرده از این تصورات بر می درد و غبار از آن بر می کشد و از آن گریزی هم نیست. هر جا که عقل و آگاهی بیاید جا برای رازها و اسطوره ها تنگ می شود . در زندگی روزمره ما هم چنین است هر روز از قدرت اسطوره ها کاسته شده و بر قدرت عقل افزوده . اما هنوز مطمئن نیستم که «عقلانیت» راه مناسبی برای ایمان عامه باشد!
این همه صغرا و کبرا خواندم تا بگویم آن دسته از دوستانی که هنوز دل در گرو اسطوره های دوست داشتنی دارد و به ویژه اسطوره های ژرمنی و انگولاساکسون در شاهکار جاودانه «جی آر تالکین» علاقه مند هستند می توانند به تارنمای «آردا»(دنیا) سر بزنند و در آن به «سرزمین میانه» بروند و به زبان «الفی نولدورین» صحبت کنند با سوگنامه ی «تورین» آشنا شود و رذالت شیطانی «ملکور» را درک کنند.
س.ا.کوهزاد
در دنیایی روزنامه نگاری و اطلاع رسانی در ایران به دلایل عدیده بی اخلاقی نه یک استثنا بلکه یک امر راجع محسوب می شود . اما در همین فضای آلوده برخی از این رسانه ها بدون کمترین شک -البته برای خودام- از رسواترین و بی شرم ترین محسوب می شوند. «خبرگزاری فارس» وابسته به یکی ار نهادهای نظامی ، امنیتی ، فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و... ! یکی از این رسانه ها است.
سال گذشته این خبرگزاری علیه به ناگاه متوجه شد که دکتر سروش آتش در خرمن نبوت افروخته و جمیع عالمان خود را بسیج کرد تا به این هتاکی پاسخ دهند .امسال نیز در زمانی که به نام نامی پیامبر گرامی اسلام مزین شده و در آستانه رحلت خاتم النبیین ، دست به کشف بزرگی زده و به افشای خدشه کنندگان به ساحت پاک آن حضرت پرداخته است.! «نوشته من در این رابطه +» . یک سخنرانی علمی استاد در دانشگاه اصفهان که شرحی بر نظریات پیشین خود وی بود خوراکی بود برای جنجال سازی رسانه دولتی
«قرائت نبوی از جهان» عنوان جدیدترین آراء پروفسور محمد مجتهد شبستری استاد تمام به اجبار بازنشسته شده دانشکده الهیات دانشگاه تهران سال گذشته فصلنامه «مدرسه» را به محاق توقیف برد«ن .ک +» و اکنون پس از یک سال و اندکی این جاهلان هنوز نتوانسته اند بفهمند که او چه می گوید و باز هم چماقداران این عرصه شروع به آغشته کردن فضا به توهین و افترا کرده اند. و چه کسانی هم دعوت به پاسخ گویی شده اند ! فردی که بر جایگاه مرحوم پدر طالقانی نشسته و حتی نمی تواند قرآن را درست بخواند چه کباده علم و اندیشه می کشد و مسلمین و مسلمات را به مقابله فرا می خواند.! همین هرزه نامه همزمان از «اخلاق محمدی» سخن می گوید و بعد به اندیشمندی فرزانه اتهام «کفر ، بی شرمی و هتاکی» می زند.! آراء استاد می تواند توسط اندیشمندان این عرصه نقد شود - که شده است- اما این دیگر نقد نیست. این بی اخلاقانه ترین شیوه عمل در عرصه اندیشه و فرهنگ است. می دانم از این فضای آلوده چه می خواهند اما نمی دانم ...
دکتر سروش که در وصف پیامبر رحمت به زیبایی چنین می سراید و اکنون نیز وصف حال ما است.
به خدايى كه تو را شاهد سوگند قلم كرد /كه حريفان قلم را به فقيهان نسپارى
- متن کامل سخنرانی استاد در دانشگاه اصفهان «+»
- بیانیه دکتر مجتهد شبستری در پاسخ به جنجال سازی رسانه های دولتی «+» و تارنگار «قرائت» که مطالب آن با اطلاع استاد درج می شود «+» و همچنین تارنگار «معناگرا» که مختص به گردآوری آراء و نقدهای مرتبط است . «+»
- تلخیصی از «قرائت نبوی از جهان» که در گیلانیان نوشتم «+»
- واکنشهای اصول گرایانه ی دانشجویان بسیجی اصفهان به این سخنرانی «+»
- مجموعه ای کوتاه از نقدهای ارائه شده به این نظریه «+»
پ.ن- جالب اینجا است که تمام پیوند ها به مطالب مرتبط با سخنرانی دکتر شبستری و به اصطلاح نقدهای وارده در خبرگزاری فارس مخدوش است «+»
س.ا.کوهزاد
سخن گفتن از اینکه آیا آن دسته از افرادی که به نام اصلاح طلب می شناسیم به واقع طالب اصلاحات هستند یا خیر در این سامان کشور و در شرایط حاضر به عقیده من امری بیهوده و نامناسب است اما یک مسئله برای من غیر قابل درک است و آن اینکه این همه اختلاف میان این اصلاح طلبان ما در چند گروه و شبه حزب و موسسه از چه رو است ؟! و یا نه این چه اختلافی است که اطرافیان آنان را وا می دارد که دست به غیر اخلاقی ترین اعمال ممکن برای اهداف خود باشند ؟! و این همه در حالی است که همین افراد تا چند سال پیش به جان یکدیگر قسم می خوردند ؟!
اگر این اختلافات بر اساس یک مبانی فکری یا راهبردی بود نه تنها خوشحال می شدم بلکه سخت به دنبال یافتن نقطه ی افتراق و اشتراک و یا مبانی نظری افکار آنان می بودم . اما آیا واقعا چنین است ؟! آیا اختلافات همین اصلاح طلبان درون سیستم که در ایران فعالیت دارد - که چه به خیر و چه به شر تنها ابزار ممکن و عینی برای بسیاری از مردم در مشارکت سیاسی هستند - واقعا فکری و آن چنان عمیق است که راهی برای حل آن نباید متصور بود ؟!
تا آنجا که من می فهمم در بسیاری از موار خیر . تصور من بر این است ریشه این اختلافات غیر قابل حل در حد این است که توپ بچه آقای خاتمی ، تاجزاده یا بهزاد نبوی شیشه خانه کروبی را شکسته و ایشان به همراه همسرشان این عمل قبیح و رذیلانه را نشانه ای از خصومت بی پایان یافته اند !
جدا از شوخی سطح کنش ، اخلاق ، وفاق و گفتمان سیاسی در ایران آن قدر نازل است که این طنز اگر چه طنز است، اما طنزی تلخ با افسوسی از واقعیت
- اخوی بنده وبلاگ نویسی را آغاز کرده است. «مزَجَبَد» ! زیاد فکر نکنید که تنها عده ی معدودی از معنای آن با خبر اند .
س.ا.کوهزاد