بیانیه سازمان دانش آموختگان ایران-شعبه گیلان در رابطه با عملکرد ضعیف دولت نهم در حفظ حاکمیت ملی ایران
در حالی دولت نهم در آستانه ورود به چهارمین سال فعالیت خود می شود و در حالی که چند روز آینده،بیست و ششمین سالروز آزادسازی خرمشهر فرا می رسد،کشور ایران با تنش ها و بحرانهایی در زمینه یکپارچگی سرزمینی ،استقلال، وحدت و حاکمیت ملی کشور مواجه است.کشورهای عضو اتحادیه عرب بار دیگر از ادعای امارات متحده عربی نسبت به جزایر سه گانه ایرانی اعلام حمایت کرده اند.انبوهی از جعلیات تاریخی در مورد نامهای ایرانی بویژه نام و هویت تاریخی خلیج پارس در رسانه های گروهی منطقه ای و بین المللی ایراد شده است.جمهوری عراق در حالی که هنوز با کشور ما در حالت جنگ بسر می برد و هنوز قرارداد صلحی که متضمن پرداخت غرامت جنگی به ایران باشدبه امضای دو کشور نرسیده است،خواستار اصلاح قرارداد 1975 الجزایر شده است.رژیم حقوقی دریای کاسپین که باید بر پایه قراردادهای 1921 و 1945 و سهم 50 درصدی ایران در این دریا باشد با اظهارات مقامات رسمی دولت نگرانیهای شدیدی در این باره بوجود آورده است.مقامات جمهوری آذربایجان(آران)حتی در کتابهای درسی دانش آموزان خود نسبت به 7 استان کشور ادعای مالکیت تاریخی کرده اند و بسیاری از ادعاهایی که بصورت مستقیم و غیر مستقیم حاکمیت ملی ایران را تضعیف نموده است و در این بین با کمال تاسف دولت ایران با عملکرد غیر قابل دفاع خود در زمینه دفاع از حقوق حقه کشور در روابط خارجی نه تنها موجب جلوگیری از این ادعای غیر موجه نشده،بلکه باعث تشدید چنین ادعاهای بی پایه و اساسی نیز شده است.
سازمان دانش آموختگان ایران-شعبه گیلان از دولت می خواهد نقشی فعالتر در روابط خارجی که متضمن حقوق حقه و منافع ملی ایرانیان است را ایفا کرده و همچنین اعلام می دارد که تضمین آزادیهای مشروع و قانونی،سبب مشارکت هر چه بیشتر آحاد ملت ایران-از هر زبان،قوم،جنس،دین-در تعیین سرنوشت خود،مآلا باعث جلوگیری از تضعیف حاکمیت ملی ابران می شود.
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی-شعبه گیلان
پ.ن- امیدوارم عقلای حاکمیت در وضعیت امروز بیشتر بیندیشند تا آنچه بر ایران می گذرد را بهتر درک کنند.
س.ا.کوهزاد

چند روز پیش دوستانم را در «موسسه حفظ و توسعه پایدار ماسوله» دیدم.با هم ملاقات های منظم داریم و هر وقت که صحبت می کنیم و یا فرصتی پیش می آید تا سری به ماسوله بزنم تا چند روز از شدت عصبانیت ناتوان و سردرگم ام. با هم می نشینیم و ذکر مصیبت می گوییم .!
از تخریب میراث فرهنگی و معنوی ماسوله تا ازبین بردم منابع طبیعی و محیط زیست منطقه ، از کم کاری بیشرمانه «پایگاه میراث فرهنگی» تا تصمیمات حیرت آور «شورای شهر» ، از آشفتگی در گردشگری تا انبوه صنایع به اصطلاح دستی چینی و از یاد رفتن صنایع دستی بومی و...
و این آخری که با شنیدن آن ناگهان مو بر تنم راست شد . در طول چند ماه اخیر بیش از یازده «زمین» از زمینهای محدود ماسوله به افراد غیربومی -از تهران تا مازندران - فروخته شده است.! و این یعنی در طول چند دهه آینده «هویت» این منطقه به طور کامل از بین میرود.
دوستان گیلان در خطر است. در لوندویل ، ضیابر ، رضوانشهر ، آبکنار ، ماسال ،سراوان، روستاهای فومن ، و صد البته مناطق نزدیک به اشغال شرق گیلان و سواحل اختصاصی شده کاسپین و... تغییر کاربری اراضی کشاورزی شدت گرفته و روند نکبت بار ویلاسازی ها یا همان خانه های مسخره ای با سقف بنفش و نارنجی شدت وحشتناکی به خود گرفته است.فقر ، گیلانی بیچاره را وادار کرده تا با اختلاف چند صد هزار تومان زمین را به غیر گیلانی بفروشد . در کشاورزی که توتون و نوغان و چای از بین رفت.بادام و برنج هم که با خشکسالی امسال باید فاتحه اش را خواند. در شیلات، خاویار که دیگر در دریا نیست کیلکا هم که به مرحمت چند احمق کاملا ار بین رفت. صنعت که چه عرض کنم ! همین یکی ، دو کارخانه «دومین شهر صنعتی ایران» (شهر صنعتی رشت) به علت کرامات دولت فخیمه در شرف ورشکستگی است. محیط زیست ، منابع طبیعی، میراث فرهنگی ، توسعه انسانی ، توانمندسازی شهروندان ، روند نابودی زبان گیلکی و تالشی ، مدیریت شهری ، توسعه روستایی ، فقر زدایی ، ...
نمی دانم آیا وقت آن نرسیده ما گیلانیان وظیفه خودمان را در دفاع از هویت و فرهنگ گیلانی انجام دهیم ؟ وقت آن نرسیده به مدیران بی کفایت استان که تا سر حد خیانت نیز رسیده بفهمانیم که باید وظایف خود را درست انجام دهند ؟ به هم شهریانمان یاری دهیم تا نسب به این فجایع که کلیت گیلان و گیلانی را هدف گرفته، توانمندی داشته باشند؟
آیا وقت آن نرسیده تا با صدای بلند به همگان بگوییم که گیلانی چه می خواهد ؟! آیا کسی می شنود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پ.ن- دیروز در هنگام نوشتن خیلی عصبانی بودم. بعضی وقت ها عصبانیت هم لازم است.!
س.ا.کوهزاد
۱۰ اردیبهشت سالروز شکست و خروج نیروهای بیگانه پرتغالی از خلیج پارس ، روزی است برای پاسداشت این آبراه تاریخی و راهبردی در ایران. چند روز پیش هم چندی از ملیون ایران برای بزرگداشت این روز و اعتراض به مواضع خصمانه دولت امارات متحده عربی در ادعا نسبت به جزیره های سه گانه و دیدگاهای ایران ستیزانه در برابر سفارت آن کشور دست به اعتراض زدند . این اعتراض به همراه حوادث پیش و پس از آن از چند نگاه قابل بررسی است.
۱- جامعه ایرانی در چند سال اخیر روند عرفی شدن را به سرعت طی می کند و یکی از نتایج آن ظهور دوباره ملی گرایی به مثابه جایگزینی برای دیدگاههای فرا ملی گرایانه است.
این امر اگر چه در فرآیند دموکراسی و دولت مدرن و ملت - دولت نقشی مثبت بازی می کند . اما در باید به شدت از ظهور افکار و اندیشه های ملی گرایانه افراطی (شوونیسم) جلوگیری کرد. باید ملی گرایی ایرانی را در چارچوب منافع ملی و توسعه کشور تعریف کرد و از هر گونه تعاریف نژادی ، مذهبی ، قومی و زبانی - با اذعان به نقش بی بدیل زبان پارسی به عنوان زبان ملی ، رسمی ، میانجی و مشترک- جلوگیری کرد.
۲- در تجمع ده ام اردیبهشت در تهران شعارهای داده و به نمایش گذاشته شد که نه درست بود و نه شایسته !
ادعای واهی امارات و برخی از کشورهای عربی نباید ما را گرداب عرب ستیزی بیفکند. در واقع اگر چه برخی از دولت های عربی با سوء استفاده از ضعف توسعه انسانی در اغلب کشورهای عربی مردم این کشور ها در وادی نژادپرستی و ایران ستیزی سوق داده اند اما این دلیل مناسبی برای دادن شعارهای ضد عربی و تحقیر اعراب نیست . همچنین دخالت مسائل دیگر در ادعای واهی امارات اشتباه بزرگی است. به عنوان مثال وارد کردن بحث تاریخی در مورد بحرین و... نه تنها کمکی به ایران نمی کند بلکه دیگر کشورهای عربی را به واکنش های افراطی و غیر قابل کنترل می کشاند.
۳- در این تجمع بار دیگر شعارهای مانند <تمام فلات ایران زیر یک پرچم> و دیگر شعارهای الحاق گرایانه و عظمت طلبانه داده شد که نکته منفی بزرگی محسوب می شود. در واقع آنچه ما از دیگر کشور ها می خواهیم احترام به یکپارچگی سرزمینی و استقلال ایران است پس چگونه حاکمیت ملی و یکپاچگی سرزمینی بیش لز ده کشور را زیر سوال می بریم ؟!
باید دانست که ایران سیاسی با ایران تمدنی تفاوت دارد. نه تنها تمام فلات ایران بلکه بخشهای زیادی از خاور میانه ، آسیای میانه ، قفقاز و حتی بخشهایی شمال آفریقا و شبه قاره هند نیز جزئی از حوزه ی تمدنی ایران هستند و نه حاکمیت ایران که زیر یک پرچم قرار گیرند. باید با احترام به تمامیت تمامی کشورهای حوزه ی تمدنی خود نقش بازی کند نه آنکه با ترساندن این کشورها آنها را به دامن ایران ستیزی سوق دهد . ایران به ساگی می تواند از روشهای منسب سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی نفوذ خود را در حوزه ی تمدنی خود تثبیت کند و نیازی به ادعاهای تاریخی و الحاق گرایانه نیست.
۴- آنچه برایم بسیار جالب بود حضور <اتحادیه انجمن های اسلامی مستقل دانشگاه های کشور> بود.در واقع <مستقل> بودن آنان را حتی از ظاهر آنان نیز می شد درک کرد. این که روح ملی گرایی در کالبد کسانی که تا دیروز ملی گرایی را عین شرک و کفر می دانستند پیروزی بزرگی محسوب می شود اگر چه بدانیم که حضور آنان نه از سر ایران دوستی بلکه برای مصادره کردن تجمع بوده است.
۵- عالمان می گویند در زمانه ی سخت باید دوستان و دشمنان را شناخت. یکی از دوستان مطالبی را از نوشته های دانشجویان سابق و فعلی برابری طلب و آزادی خواه - اگرچه نه برابری طلبی آنان از خاطره رفته است و نه شیوه های بدیع آزادی خواهانه آنان!- برایم فرستاد که در لحظه اول کمی عصبانی شدم اما سپس خدا را شکر کردم که آنان ماهیت اصلی خود را شفاف تر بیان می کنند تا هم ما و دیگران میزان علاقه آنان را به کشوری که در آن زندگی می کنند و به زبان آن می نویسند و فکر می کنند و... را درک کنیم.<+>
- تصاویر تارنمای پوتین از مراسم روز ملی خلیج پارس + / تصاویر خبرگزاری علیه فارس +
- قطعنامه جوانان جبهه ملی در این رابطه + /
س.ا.کوهزاد
قدما چه خوب می گفتند که «گر به جهنم می روی مردانه رو»
دکتر دانش جعفری وزیری که اکنون پسوند «پیشین» را نیز با خود حمل می کند ، در مراسم تودیع خود و معارفه وزیر جدید امور اقتصادی و دارایی سخنانی را عنوان کرد که به واقع «دردنامه» نام دارد . سخنانی که نشان می دهد مسئول اصلی وضع نابسامان اقتصادی کشور ، کسی نیست جزء بالاترین مقام اجرایی ایران.
خود من معمولا اهل خرید کردن نیستم ولی در چند وقت که برای خرید چند قلم «کالای اساسی» به فروشگاه می روم افزایش محسوس قیمت انواع محصولات به ویژه «مواد غذایی» را حس می کنم. من که فعلا در خانه ی پدری هستم و بار مسئولیت یک خانه بر دوشم نیست اما گاهی با آن که از علم اقتصاد سررشته ی زیادی ندارم - دیگر حساب معمولی را درک می کنم- اما نمی دانم یک خانواده معمولی فرهنگی ، کارمند یا کارگر در کشوری که «خط فقر» در یک زندگی شهری «شش سد هزار تومان» است چگونه زندگی می کنند ؟!برای من و امثال من ممکن است برای گذر از بحران «تورم» با صرفه جویی در مصرف و کار بیشتر مسکنی وجود داشته باشد اما آن افراد و خانواده های که با «حداکثر ظرفیت کار » می کنند و «حداقل مصرف » را دارند گذر زندگی چگونه ممکن است.؟!
همه ناراضی اند . اما هنوز ...
دکتر دانش جعفری به جنهم که نمی رود اما به هر کجا که می رود مسلما «مردانه» می رود.
پ.ن- دومین شماره «نشریه الکترونیک گیلانیان» با موضوع «رسانه» منتشر شد.برای شماره ی آینده نیزموضوع«محیط زیست و توسعه» در نظر گرفته شده است. برای این شماره یک شبه مقاله داده بودم به نام « نیمی ز ترکستان کفر ، نیمی فرغانه ی ایمان». ولی کار نشد. به هر صورت شرایط خاص خودش را دارد.و دوستان عزیز می خوام برای پر بار کردن نشریه دبیران آن را یاری کنند .
س.ا.کوهزاد